الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
359
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
حالى كه در باطن ، مىدانست قابل مقايسه با هيچكدام نيستم . « 1 » اين جمله اشاره به زمانى است كه عمر به وسيلهء مردى به نام « فيروز » كه كنيهاش « ابو لؤلؤ » بود به سختى مجروح شد و خود را در آستانهء مرگ ديد . جمعى از صحابه نزد او آمدند و به او گفتند : « سزاوار است كسى را به جانشينى خود منصوب كنى كه مورد قبول تو باشد » و او طىّ سخنان مشروحى كه در نكات ، به آن اشاره خواهد شد شش نفر را به عنوان شورا تعيين كرد : ( على ( ع ) ، عثمان ، عبد الرحمن بن عوف ، طلحه ، زبير و سعد بن ابى وقاص ) كه در عرض سه روز بنشينند و يكى را از ميان خود انتخاب كنند و دستور داد « ابو طلحهء انصارى » با پنجاه نفر از انصار ، اين شش نفر را در خانهاى جمع كنند تا با يكديگر براى تعيين خلافت مشورت نمايند و سرانجام ، به خاطر ارتباطاتى كه ميان چند نفر از آن شش تن بود عثمان انتخاب شد . امام ( ع ) در اشارهء به اين ماجرا ، نخست مىفرمايد : « پناه بر خدا از اين شورا » ( فيا للّه و للشّورى ) . « 2 » سپس به نخستين نقطهء ضعف اين شورا پرداخته ، مىفرمايد : « كدام زمان بود كه در مقايسهء من با نخستين آنها - يعنى ابو بكر - ( و برترى من بر او ) شك و ترديد وجود داشته باشد تا چه رسد به اين كه مرا همسنگ امثال اينها ( اعضاى شورا ) قرار دهند ؟ » ( متى اعترض الرّيب فىّ مع الاوّل منهم ، حتّى صرت اقرن الى هذه النّظائر ) . اين نهايت تأسف مولا را از حقكشىهايى كه در مورد آن حضرت صورت گرفت آشكار مىسازد و اشاره به اين حقيقت مىكند كه اگر مىخواستند
--> ( 1 ) در مقاييس اللغة آمده است كه يكى از دو معنى اصلى « زعم » عبارت است از سخنى كه واقعيت ندارد و گويندهاش نيز به آن مطمئن نيست . ( 2 ) لام در « للّه » مفتوح است و براى استغاثه مىباشد و لام در « للشورى » مكسور است و مستغاث منه مىباشد .